|
اصغرآقا اواخر
عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور
بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من
مي گن اصغر ويبره!
غضنفر رفت مغازه وگفت
ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟
مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت
کنيد!
غضنفر ماه
رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد
پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به
زولوبيا دست نزنه!
مردي بدهي و قرض زياد
داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت
ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست
طلبکارها فرار کنم!!!
يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار
تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت
هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو
چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو
بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومانه!
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به
همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد.
هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.
آیا میدونی خدا چرا بین انگشت های دست فاصله قرار داده؟؟؟ تا این که
کسی که تو دوستش داری بیاد و با دستاش اون فاصله رو برای همیشه پر کنه پس بیا برای
همیشه دستای منو بگیر و قول میدم که هیچوقت نزارم ترکم
کنی..
---------------------------
هرکس بايد روزانه يک آواز
بشنود ، يک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند . گوته
---------------------------
نمي دانم چرا ماانسانها
عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد و
مي دانيم روزي بسته خواهد شد .
---------------------------
حالا ما تلفن نداریم، تو
نباید یه زنگی به ما بزنی؟
---------------------------
دنيا عوض شده - ديگه هيچي
اورجينال نيست! کارتون هام...! آقاي سکسکه عمل کرده, ميره سر کار و مياد و زندگيشو
مي کنه! الفي ديگه از هيچي نمي ترسه! آليس, شوهر کرده, دو تا بچه ام داره و يه
زندگي حقير توي يه آپارتمان 50 متري ساده, مثل آن شرلي! اي کيو سان کراکي شده و مخش
تعطيل تعطيله! بامزي يه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!... شلمان هنوزم خوابه! پت پستچي
بازنشسته شده و الانم تو خونه سالمندان منتظر مرگشه! بنر رو يادته؟ پوستشو تو
خيابون منوچهري 30 تومن مي فروختن
---------------------------
شنيدي بابانوئل رو
گرفتن؟شلوارش تو چكمه ش بوده..!
---------------------------
تركه ميره مغازه ميگه:
آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر
خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما،
دست بوسن!
---------------------------
ترياكيه پيغامگير ميخره،
پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم!
---------------------------
تركه فيلم جيمز باند
ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه: فَر…گضن فر(به
يه روايت ديگه:لام…..غلام)!
---------------------------
تركه ميره بالاي درخت برا
دوستاش خرما بتكونه، دوستاش ميگن بسه ديگه، بيا پائين، تركه ميگه: ااااه نميام،ميگن
چرا نمي آي؟ميگه: شما هم خر رو ميخواييد هم خرما رو!!
---------------------------
يه بار تو آبادان مسابقه
تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!
---------------------------
تركه ميخواسته بره خوار
هر چي راهزنه اطراف تبريزه رو بگاد و دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه
چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه
راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برميگرده. مردم دورش جمع ميشن،
ميپرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه
دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام ميجنگيدم؟!
---------------------------
تركه زنگ ميزنه خونه
رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره!ميگه: پس گحط كن دوباره
ميگيرم!
---------------------------
تركه از ساختمون ده طبقه
ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه
رسيدم!
---------------------------
تركه خودشو دار ميزنه،
بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار
زده!
---------------------------
يه جايي جشن بوده، تركه
همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما
رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا
جشن تولده!
---------------------------
يارو زبونش ميگرفته ميره
داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو
ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل،
ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون
بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره
براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟
ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور
دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!
---------------------------
قزوينيه زنگ در خونش رو
پائين در نصب ميكنه!!
---------------------------
از تركه ميپرسن اسم كوچيك
فردوسي چيه؟ميگه: ميدان!!
---------------------------
تركه 19 تا بچه
داشته،بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي
بهتر!
---------------------------
تركه ميره كله پاچه
فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم
قايم شم!
---------------------------
دو تا تركه ميرن يك
رستوران كلاس بالا، دو تا كوكا سفارش ميدند، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون
درميارند، شروع ميكنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نميتونيد
اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم ميكنند، ساندويچاشونو باهم
عوض ميكنند!
---------------------------
زنه ميره دكتر زنان،
ميگه: آقاي دكتر اين شوهر من يك بند نق ميزنه كه تو خيلي گشادي، شما لطفاٌ منو يك
معاينه كنيد بهش بگيد بيخود حرف نزنه! خلاصه زنه آماده ميشه و دكتره ميره يك نگاه
ميكنه، ميگه: اَااه! خوب بيچاره شوهرتون حق داره!.... بيچاره شوهرتون حق داره!! زنه
خيلي ناراحت ميشه، ميگه: آقاي دكتر، حالا حتماٌ بايد دوبار ميگفتين؟! دكتره ميگه:
خانم به خدا من يك بار گفتم... دفعه دوي انعكاس صدام بود!
---------------------------
تركه تو مدرسه 20 ميگره،
تو كونش عروسي ميشه، تو عروسي دعوا ميشه، چاقو و چاقو كشي ميشه، كون تركه پاره
ميشه!
|