تبليغاتX
www.abadansaz2.blogfa.com

www.abadansaz2.blogfa.com

آموزشگاه و فروشگاه مجازی کسب درآمد مکمل غذایی کامپیوتر دانلود فال شعر و غیره

اس ام اس فلسفی عاشقانه آبان 1387-abadansaz2

اس ام اس فلسفی عاشقانه آبان 1387-abadansaz2

یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست...


 


دل می گیرد و میمیرد و هیچ کس سراغی از آن نمی گیرد ... ادعای خدا پرستیمان دنیا را سیاه کرده ولی یاد نداریم چرا خلق شدیم ... غرورمان را بیش از ایمان باور داریم حتی بیش از عشق ...


 

بعضی ها اونقدر روحشون بزرگ و با عظمته که تا وقتی هستن عقلمون نمی تونه وسعت مهربونی شون رو درک کنه ، اما وقتی میرن ، جای خالی شون رو به وسعت یه دریا کنارمون حس می کنیم ....


 

چه مغرورانه اشك ريختيم ... چه مغرورانه سكوت كرديم ... چه مغرورانه التماس كرديم ... چه مغرورانه از هم گريختيم ... غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند ... هديه شيطان را به هم تقديم كرديم و هديه خداوند را پنهان كرديم


 

بعضیا با غصه پیرن بعضیا با غم رفیقن... بعضیا از بس عزیزن هرگز از دلها نمیرن!!


 


زندگی گریه ی مختصریست... مثل یک فنجان چای... و کنارش عشق است... مثل یک حبه قند... زندگی را با عشق نوش جان باید کرد...


 

من در این شهر غریبم و در این خاک فقیر به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر آتش عشق چنان در دلم افروخته بود دیده گر آب نمی ریخت جگر سوخته بود...


 

اي کاش براي سوزش عشق دادگاهي بود که وکيل آن اشک محکوم آن عاشق و تمام حضار عاشقان و معشوقان بودند ...


 


ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش با ما چون نیستی باهرکه خواهی یار باش


 

رسم زمونه اینه : تو چشم می زاری ، من قایم می شم ... اونوقت تو یکی دیگه رو پیدا می کنی ...


 

روی یک طاقچه سنگی ... میون دو قاب رنگی ... بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی ... عکس تو، تو قاب خاتم ... در حصار خالی از غم ... حتی در مرگ تن من ... نمی گیره رنگ ماتم ....


 

قلبم سر شار از تمنا بود و قلبت سر شار از نیاز ... دستهایمان دور از هم چیزی کم داشت ، اما چیزی که زیاد بود سکوت مرگبار عشقمان بود ... باز هم نگفتی و نگفتم .... هیچ نگفتیم ...


 

رنگ ها هم راه و روش زندگی کردن را نیز به انسان ها می آموزند: سفید پاکی و تمیزی ... زرد سر افرازی و سربلندی ... نارنجی نشاط و سرزندگی ... صورتی ملایمت و لطافت ... قرمز عاشق بودن ... بنفش خجالت و شرم ... سبز جوانی و تازگی ... آبی آرامش ... قهوه ای پایداری و استقامت و صبر ... خاکستری بارانی بودن و مشکی شوق و ذوق را! پس بیایید رنگارنگ زندگی کنیم ....


 

پارسال با او در زير باران راه می رفتم ... امسال راه رفتن او را با دختر ديگری در زير باران اشک هايم ديدم ... شايد باران پارسال اشکِ دختری ديگر بود ...


 

ای همیشه مهربان تا ابد با من بمان بی تو تنهاترین تنهای عالم میشوم ... بی تو هم پیمانه با غم میشوم ... بی تو لبخند از لبانم میرود ... بی تو برق از نگاهم میرود ....


 


ستارگان سوگند مي خورند مرا ديده اند !! به هنگامي که بر جنازه ي خويش مي گريستم و بر شاخساران آسمان که مي خشکيد چرا که ريشه هايش در قلب من بود و من مرداري بيش نبودم که دور از خويشتن با خشمي به رنگ عشق حسرت بر دور دست بلند تيزه نگران جان اندوهگين خويش بود ...


 

دريغا، مسکين تن من ! که پست اش کردم به خيال باطل که بلندي روح را به جز اين راه نيست آنکه تن ام، به خواري بر سر راه افکندي! آه!! بايد که بر اين اوج بي بازگشت در تنهايي بميرم .....


 

خواستم برايت هديه اي بفرستم: گل گفت مرا بفرست چون مظهر زيبايي ام ... خار گفت مرا بفرست تا بر چشم دشمنانش فرو روم ... خورشيد گفت مرا بفرست چون روشني بخشم ... عاقبت دل از سينه ام بيرون جست و گفت : مرا بفرست چون دوستش دارم ....


 

قلبم محکوم شد به شکستن ... غرورم محکوم شد به شکستن ... احساسم محکوم شد به بازی گرفتن ... چشمانم محکوم شدند به باریدن ... اما عشقت محکوم شد که بماند در تکه تکه قلبم و قطره قطره ی جونم ...


 


هرگاه دلت هوایم را کرد به اسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند ...


 



متين ترين كلمه "عشق" جذاب ترين كلمه "آشنايي" پاكترين كلمه "وجدان" تلخترين كلمه "جدايي" زشترين كلمه "خيانت" سخت ترين كلمه "تنهايي" بد ترين كلمه "بي وفايي ...


+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387 ساعت 5:43 توسط علی | 

اس ام اس فلسفی مهر1387


اس ام اس فلسفی مهر1387

خيلي وقته ميخوام 1 چيزي بهت بگم ولي تا حالا روم نشده گفتنش برام خيلي سخته خواستم بگم د.. دو.. دوس.. دو سه ليتر بنزين داري بهم بدي؟!!!!!

غرورت رو واسه کسي که دوسش داري بشکن ولي دل کسي رو که دوسش داري به خاطر غرورت نشکن

آدمي فقط در يك صورت حق دارد به ديگري از بالا نگاه كند:و آن هنگاميست كه بخواهد دست ديگري كه بر زمين افتاده بگيرد تا اورا بلند كند

ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن

خط 2 انتها داره ... مثلث 3 تا انتها ... مربع 4 تا انتها ... اميدوارم دوستي من و تو مثل دايره باشه

همه مي گن که شيشه احساس نداره اما اما وقتي روي شيشه بخار گرفته نوشتم دوست دارم خيلي اروم اشک ريخت و گريه کرد


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 6:47 توسط علی |